هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
567
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
كف كليسا ، تماما حجر « ملتون » و « منقّش » است . مقابر اكثر « سلاطين » و تماثيل اغلب « مشاهير » در اينجا است . بعضى حجارىها و منّبتكارىها و معمارىها ديده شد كه در اين عصر كمتر مىتوان مثل اينها [ را ] ساخت . تمام ستونها و جدار و . . . « 1 » از سنگ [ است ] . پشت كليسا جايى است تقريبا مدور ، [ كه ] 80 سال قبل « پارلمنت لندن » بوده [ است ] . در وسط ، ستون سنگى دارد مثل تنهء درخت . سقف آن مثل شاخههاى درخت است . اگر به ستون مشت بزنند ، صداى « مس ميان تهى » از آن خارج مىشود . خيلى خوب درست كردهاند . قريب [ به ] يك ساعت و نيم طول كشيد تا تمام « تماثيل » و « مقابر » ديده شد . بعد ، برگشته ، [ به ] منزل آمدم . شب ، بهواسطهء خستگى ، از منزل بيرون نرفتم . چهارشنبه ، سيزدهم [ ذى قعدة الحرام 1304 ه . ق . ] امروز رفتم به ديدن موزه [ اى ] كه موسوم است به « هندى » . اين موزه ، محتوى است بر صنايع و كارهاى « هندى » و جواهرات و اسباب سلطان « برمه » ، آلات حرب قديم و جديد ، پارچههاى زربفت ، شالهاى « كشمير » ، ظروف « چينى » [ و ] قالىهاى « ايران » ، زياد ديده شد . صورت شيرى از چدن ديده شد ، كه يك نفر « انگليسى » « 2 » را زير چنگ خود مضمحل مىكند . در يك قفسه « قرآن بزرگ خطى » ديده شده ، كه تقريبا 500 « ليرهء انگليس » قيمت داشت . مدير موزه گفت : اين را 25 « ليره » خريدهام ، امّا هر ورق آن 25 « ليره » مىارزد . بعضى « بتكدهها » ديده شد . از « هند » آورده ، و برخى را شبيه به « بتكدهها » و « رودخانههاى هند » ، براى نمودن به مردم ، در همينجا ساختهاند . در حقيقت ، محض بصيرت ملّت ، دولت مبلغ گزافى خرج كرده ، [ تا ] آنانكه « اثاث البيت هندى » را نديدهاند ، به يك نظر چيزهايى را مىبيند ، كه حتّى خود « هندىها » هم نديدهاند . پس از تماشا ، [ به ] منزل آمده ، باقى روز و شب را كما فى السابق گذرانيدم .
--> ( 1 ) . ناخوانا . شايد صحن يا سحن يا رخن باشد . اين كلمه خيلى ريز و زير واژهء سنگ نوشته شده است . ( 2 ) . در اصل : انگليس